سلام نقل مامانی
بالاخره واکسن هجده ماهگی رو با پنج روز تاخیر زدی و انشالله تا وقتی بخوای بری مدرسه دیگه واکسن نداری.

ادامه مطلب فراموش نشه.....
ادامه مطلب...
موضوع : خاطرات گیلاس مامان
سلام شیرینم
گلم امروز پنجشنبه (21/2/91) 18 ماهه شدی 
یعنی یک سال و نیم از باهم بودنمون گذشت وچه زود....
امروز قرار بود بریم واکسن 18 ماهگیتو بزنیم ولی چون مهمونی دعوت داشتیم نرفتیم و موکول شد به روز شنبه.
انشالله که خیلی اذیت نشی عسلم.

موضوع : خاطرات گیلاس مامان
سلام عمرم،نفسم،سلام مشهدی ابوالفضل مامان
این پست رو خیلی وقته که نوشتم ولی هر بار خواستم کاملش کنم نشد تا امروز .ببخشید که دیر شد.
عزیزم دهمین دندونت هم وقتی از مشهد برگشتیم جوونه زد مبارکت باشه مامانی.
گل مامان شما اولین مسافرتت رو در تاریخ 21/1/91 رفتی به پابوس امام رضا(ع)به مشهد مقدس.
منم چون تا حالا با شما سفر نرفته بودم خیلی نگران بودم که نکنه تو راه اذیت بشی ولی خدارو شکر خوب بود .
اول رفتیم تهران و از اونجا با قطار رفتیم .

سفرنامه مشهد در ادامه مطلب.........
ادامه مطلب...
موضوع : مسافرت های گیلاس

ای خیال اجتناب ناپذیر
از قبیله کدام سبز جامهاى
کهآفتاب
زائر نگاه توست
کهکشان برابر تو کوچک است
ای ستاره شکوهمند
***
بیقراری کبوتران برای توست
ابرها به دستبوسی ستاره می روند
باغها به دستبوسی بهار
و نگاه من که برکه مکدری است
دستبوس عشق توست
***
ای بزرگوار!
معنویت بهار!
ای غریب آشنا!
در کجای آسمان دمیدهای
کاین چنین پرندگان به سوی تو
شوقناک بال می زنند
سلام
ما اومدیم .امام رضا طلبیدمون رفته بودیم پابوسش.جای همه دوستان خالی بود
برمیگردم با پست سفرنامه مشهد
موضوع : خاطرات گیلاس مامان
سلام
عکسای ١٣ بدر خیلی زیاده و نمیشه همش و بزارم .
عصر که هوا سرد شد ابوالفضل لباسای گرمش رو پوشید.

ادامه مطلب...
موضوع : خاطرات گیلاس مامان

من مانده ام که با چه برابر بخوانمت
بانو خدا یکی،تو یکی،اصلا از چه رو
باید که مریم،آسیه،هاجر بخوانمت؟!
دخت نبی و همسر مولا گمان کنم
زیباترست امّ پیمبر بخوانمت
تا ادعای ابتر این قوم رو کنم
با آیه آیه سوره ی کوثر بخوانمت
رنگ رخت کبودیِ یک یاس حک کنم
یا بال و پر شکسته کبوتر بخوانمت؟!
کوچه...فدک...اراذل و اوباش...مادرم!!!
با اشک های چشم حسن،تر بخوانمت
"بازو"ی مرتضی،"درِ"خیبر شکن بُدی
حالا فتاده "دست"،پسِ "در" بخوانمت
محسن سپر برای تو و تو به پشت در
اینجا سزاست فاطمه سنگر بخوانمت
تنها به پشت در،لگد و میخ وبعد از آن...
من ناگزیر لاله ی بستر بخوانمت
بانوی آب و آینه بگذار بگذرم
با یک اشاره بانوی "آذر" بخوانمت
امروز "رهگذر" دگر از پا،نفس فتاد
بانو مدد بده که مکرر بخوانمت
بانو اجازه هست که مادر بخوانمت؟!
این فاطمیه با دل مضطر بخوانمت؟
موضوع :
سلام عزیز مامان
دیروز رفتیم مهمونی نشد عکسهارو برات بزارم .
چون عکسها زیاده نصفشو تو پست بعدی برات میزارم.

ادامه عکسها تو ادامه مطلب یادتون نره.........
ادامه مطلب...
موضوع : خاطرات گیلاس مامان







